۱۴۰۱ مهر ۱۲, سه‌شنبه

 

خاصّیتِ خشم خیابان‌ها را تجربه کردنِ همین تناقض‌هاست: زایشِ دردناکِ برهنه‌ترین شعرها آن‌هم در شکلی که همیشه منتقدش بوده‌ای. شعرهایی برای نوشتن، تجربه کردن و پاک نکردن...

 

از نعره‌ی پیاپیِ سربازان، 

زخمی‌ست بر گلوی خیابان‌ها

ققنوسِ مُشت، حادثه می‌زاید 

از خونِ چرک‌مرده‌ی دندان‌ها

آرام نعره می‌کشد آیینه؛

 آتش زبانه می‌زند از سینه

تنهاترین گزینه‌ی دیرینه، 

آزادیِ فرار به زندان‌ها

هر خانه انفرادیِ محبوبی‌ست؛ 

ماندن، تفاوتِ بدی و خوبی‌ست

با این‌که میله‌های قفس چوبی‌ست،

 فکر گریز مُرده در انسان‌ها

بازارِ داغِ زور و زر و تزویر؛

 آزادیِ مُذاکره با زنجیر

بر حلقِ طفلِ خویش نَهَد شمشیر،

 مأمورِ سرسپرده به فرمان‌ها

روسوی مقصدِ نرسیدن‌ها؛

 جز زخم، مرهمی نچشیدن‌ها

حتّا امیدِ باخت ندیدن‌ها 

در بازیِ تمامی میدان‌ها

زن‌ها نجیب عاشقِ زندان‌بان؛

 مردان، به گورهای عمودی‌شان

بیرون، هزار آدمکِ ترسان، 

سرگرم با پرستشِ زندان‌ها

یک سمت راهِ دارفروشی‌ها؛ 

یک سمت چاهِ مار به دوشی‌ها

خواندن از افتخار خموشی با، 

تأیید حکمِ ساحره‌سوزان‌ها

بر آسمان‌خراش بلندِ خون،  

 شاعر به رقص آمده چون مجنون

پرتاب می‌شود کلماتش چون، 

کوکتل مولوتوفی به اتوبان‌ها

خاکستری در آتشِ بی‌هیمه؛ 

آشوب فیل‌های سرآسیمه 

افتاده جسم شاعرِ صد نیمه؛ 

طوفان خشم در دل فنجان‌ها... 

 

اوّلِ آذرماهِ 1398

#مهسا_امینی

#آبان_98

#دی-96

#خرداد_88

#تیر_78

 

 

 

 


۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

*زیباییٍ بی مرزٍ یک تن: چیزی که در هیاهوی تعصّب وسیاست گم شد*


ما شیفته گان دیدن زیبایی گلیم نه چیدن آن...
 
"
زیبایی "که چهره بگشاید،در نگاه،غیر حیرت چیزی دگر شکوفه نخواهد کرد و یکی اززیباترین چیزهای جهان ، بدن است ...آری بدن...بدن یک زن...

دراندیشه ات فروببراین را که حتا آن که در پورن هم هنرپیشه گی می کند،فاحشه نیست.او تنها یک بازیگراست وبازیگری شغلی ست عین دیگر شغل های روی زمین...

اندازه ی یک جغرافیا اندوه، ،بردگی ای است خفته در مالکیت بدن توسط تاریخ وبزرگ ترین مالک تن ها، نه خود صاحبان تن، که خانواده ،جامعه و دولت ها هستند.دیکتاتوری،از احساس مالکیت بدن هامان بر می خیزد توسط حکومت ها...چیزی که اما تا کنون ، در این تصویر دیده ناشده،حلقه ای است که در انگشت دست چپ اوست  وبه یادمان می اورد که حتا اگر با نگاه گل آلوده ی شرقی مان هم که بنگریم، کسی جایی مالک این تن است و حتمن این مالک،غیرت وناموس و شرف را آن گونه که ما می پنداریم ،برای خودش بازتعریف ننموده است.چه برسد به ما که تنها به جرم آن که روزی سرزمین ما مسقط الراس این تن بوده، می خواهیم خنجر به کف گرفته وسر از آن جدا کنیم...... 

نه این گونه نیست...این جا صاحب تصویر در جدال با خویشتن است با چشم های مصمم و نگاه خیره به ژرفای روح ما و موهای نیمه وحشی وشانه ی برآمده وبدن نیمه عریان و پیچشی ظریف در کمر وسخاوتی کودکانه که معصومیتش را پیشکش ما می کند....اما دستانی لرزان که معلوم نیست شرم کوچک بودن آن پستان ها را نهان می کنند یا اندوه تماشاچیان نامحرم  را ، یا هراس آینده را...اما هر چه هست،چه معصومانه می درخشد این تن در سیاهی ی آکنده ی برون...

این تن ، خود حماسه ای ست که چنین سروده می شود:می خواهم حتا از مالکیت خود بیرون روم .من،نمی خواهم که زندان بان اندام خویشتن باشم...

اما نه... نه این گونه نیست...این تن نه معترض است و نه جرم سیاسی مرتکب شده و نه سبز ونه سرخ ونه سیاه است...این تن،تنها زیباست.این تن،زیبایی ای است که با خویش در جدال است.کمی این گونه هم اگر نگاه کنی شاید برای سلامتی قلبت بد نباشد...

تن ،بی  مرز است عین دشمن وهمتای دیرینه اش: روح ...
 
این بدن،هنوز کودک است هنوز نوجوان است هنوز پیر است...من این توانایی را دارم که ساعت ها به این تن بنگرم بی آن که حتا در این اندیشه فرو روم که نافش چه شکلی است...

هر چه باشد،من بی هیچ پیش داوری،ساعت ها وقت خود را صرف تماشای زیبایی این تن خواهم کرد...

۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

شاعر که می میرد (ده سال پس از بامداد)


شاعر که می میرد،

جهان، پیاده روی خلوت است در باران

سایه ی برگ های خزانی را

چه کسی نقش خواهد زد؟

۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

ترجمه ی آهنگ (هیس!هیس!ساکت!ساکت!) گروه پوسی کت دالز به خوانندگی نیکول شرزینگر

حس عجیبیه رانندگی بالای صد تا، بعد از نیمه شب توی یه بزرگراه خلوت.وقتی که والوم ضبط ماشین تا آخر باز باشه و نیکول شرزینگرِ پوسی کت دالز با نوایی شادمانه داستان جدایی دردناکش رو روایت کنه! وقتی موسیقی به اوج خودش برسه میزان آدرنالین خونت بره بالا، پاتو روی پدال گاز بفشاری بدون ترس پلیس وجریمه شدن حس کنی این بزرگراه تا آخر دنیا ادامه داره. وسطهای آهنگ که برسی یاد همه ی دعواهای مسخره ی توی زندگی ات و اون نفهمی ها وکژفهمی ها و سوءتفاهم هات بیفتی یه دفعه آرزو کنی کاشکی یه دیوار همین الان وسط بزرگراه سبز می شد می تونستی با سرعت هرچه تمام تر، خودت را محکم بکوبی بهش.اما آخراش که نزدیک بشه خواننده از ژرفای حنجره اش داد بزنه:

من نجات پیدا خواهم کرد i will survive

تو یه باره یادت بیاد ماشین مال خودت نیس ! پاتو از روی گاز برداری بزنی آهنگ بعدی که سروش هیچ کس باصدای زخم خورده و آتش گرفته اش آروووم واسه ات زمزمه کنی: یه روز خوب میاد...

پس از تحریر:

( شاید به تریپ روشنفکری دکتری ما نخوره که این آهنگ ها رو گوش کنیم و ترجمه کنیم اما من از همین الان می گم که ارادت شدیدی به لیدی گاگا، ،پوسی کت دالز، ریحانا(مخصوصا رولت روسی که اونم حتمن ترجمه اش می کنم) و چندتای دیگه از این جمع مستان دارم.)



Hush Hush Hush Hush (Remix) Lyrics

I never needed you to be strong
I never needed you for pointing out my wrongs
I never needed pain, I never needed strain
My love for you was strong enough you should have known

من هیچ وقت احتیاجی به این نداشتم که تو قوی باشی

من هیچ وقت نیازی نداشتم که تو اشتباهاتم رو به روم بیاری

من مزاحم نمی خواستم.من خستگی نمی خواستم

عشق من ! تو باید میدونستی که واسه تو فقط قدرتمند بودن بس بود.


I never needed you for judgements
I never needed you to question what I spent
I never ask for help, I take care of myself,
I don't know why you think you've got a hold on me

من هیچ وقت به قضاوت هات نیازی نداشتم

من هیچ وقت به پرسش هات که چی مصرف کردم نیازی نمی دیدم

من هرگزدرخواست کمک نمی کنم.من خودم میتونم مراقب خودم باشم

من نمی فهمم که تو چرا فکر می کنی که روی من تسلط پیداکردی


And it's a little late for conversations
There isn't anything for you to say
And my eye's hurt, hand's shiver,
So look at me and listen to me because

و حالا دیگه یه کم واسه گفت و گو کردن دیرشده

برای تو دیگه هیچ چی واسه گفتن نمونده

و من چشمام درد می کنه. دستام می لرزه

پس خوب بهم نیگاه کن و گوش کن چی میگم واسه این که :


I don't want too, stay another minute
I don't want you, to say a single word
Hush, hush, hush, hush
There is no other way, I get the final say because,
I don't want too, do this any longer
I don't want you, there's nothing left to say
Hush, hush, hush, hush
I've already spoken, our love is broken
Baby hush, hush


من دیگه نمی خوام واسه یه دقیقه ی دیگه هم که شده اینجا بمونم

دیگه نمی خوام که حتا یه کلمه ی دیگه از دهنت بیرون بیاد

هیس! هیس! ساکت! ساکت!

راهی دیگه نمونده. حرف آخر رو من می زنم چون که:

دیگه نمی خوام که بیشتر از این ادامه بدم

دیگه نمی خوامت. دیگه چیزی واسه گفتن نمونده

هیس! هیس! ساکت! ساکت!

من قبلا حرفهام رو زدم.عشق ما شکست خورده است.

عزیز دلم ساکت! ساکت!


I never needed your corrections
On everything from how I act to what I say
I never needed words
I never needed hurts
I never needed you to be there everyday

I'm sorry for the way I let go
From everything I wanted when you came along
But I'm never beaten, broken not defeated
I know next to you is not where I belong

من به این گیر دادن هات نیازی نداشت

توی تموم چیزها که چطوری رفتارکنم یا این که چی بگم

من به حرفا نیازی نداشتم

من به دردا نیازی نداشتم

من اصلا نیازی نداشتم که تو هر روز این جا باشی

خیلی متاسفم که چرا گذاشتم این جوری بشه،

از همه ی چیزایی که وقتی تو تنها پیشم اومدی و من می خواستم

اماهیچ وفت ازپا نمی افتم.تو خودم می شکنم اما شکست نمی خورم

من می دونم کنار تو اون جایی نیست که من بهش تعلق داشته باشم


And it's a little late for explanations
There isn't anything that you can do
And my eye's hurt, hand's shiver,
So you will listen when I say Baby

وحالا واسه توضیح دادن یه کمی دیره

دیگه هیچ کاری نیس که تو بتونی انجامش بدی

من چشمام خسته ان دستام می لرزن

پس خوب گوش کن وقتی که من یه چیزی میگم عزیزکم!


I don't want too, stay another minute
I don't want you, to say a single word
Hush, hush, hush, hush
There is no other way, I get the final say because,
I don't want too, do this any longer
I don't want you, there's nothing left to say
Hush, hush, hush, hush
I've already spoken, our love is broken
Baby hush, hush


من دیگه نمی خوام واسه یه دقیقه ی دیگه هم که شده اینجا بمونم

دیگه نمی خوام که حتا یه کلمه ی دیگه از دهنت بیرون بیاد

هیس! هیس! ساکت! ساکت!

راهی دیگه نمونده. من حرف آخر رو می زنم چون که:

دیگه نمی خوام که بیشتر از این ادامه بدم

دیگه نمی خوامت. دیگه چیزی واسه گفتن نمونده

هیس! هیس! ساکت! ساکت!

من قبلا حرفهام رو زدم.عشق ما شکست خورده است.

عزیز دلم ساکت! ساکت!


First I was afraid I was petrified
Kept thinking I could never live without you by my side
But I spent so many nights thinking how you did me wrong
But I grew strong I learned how to carry on
Hush, hush, hush hush

اولش می ترسیدم که از ترس زهره ترک بشم

هی با خودم فکر می کردم که اصلا نمی تونم بدون تو زندگی کنم

اما شبای زیادی رو صرف این فکر کردم که تو چطوری حاضر شدی این کارای اشتباه رو با من انجام بدی

اماوقتی قدرتم زیاد شداین درس رو گرفتم که چه جوری از پسش بربیام

هیس! هیس! ساکت! ساکت!



I've already spoken, our love is broken baby
Oh no, not I
I will survive
as long as i know how to love
I know I will stay alive
I've got all my life to live
I've got all my love to give
and I'll survive
I will survive
Hey Hey

من قبلا حرفهام رو زدم.عشق ما شکست خورده است.

اوه نه من نه

من نجات پیدا خواهم کرد

به همون مدتی که فهمیدم چه جوری باید عشق بورزم

من می دونم که زنده خواهم موند

همه چی توزندگی بهانه ایه واسه زنده موندن

من همه عشقی رو که باید بیرون بدم به دست آوردم

و من نجات پیداخواهم کرد

من نجات پیداخواهم کرد

هی هی ...


Hush, hush, hush, hush
There is no other way, I get the final say,
I don't want too, do this any longer
I don't want you, there's nothing left to say
Hush, hush, hush, hush
I've already spoken, our love is broken
Baby hush, hush



هیس! هیس! ساکت! ساکت!

دیگه راهی نمونده. حرف آخر رو من می زنم

دیگه نمی خوام که بیشتر از این ادامه بدم

دیگه نمی خوامت. دیگه چیزی واسه گفتن نمونده

هیس! هیس! ساکت! ساکت!

من قبلا حرفهام رو زدم.عشق ما شکست خورده است.

عزیزم هیس ! ساکت شو!!!



متن آهنگ:

http://www.elyricsworld.com/hush_hush_hush_hush_%28remix%29_lyrics_pussycat_dolls.html

دانلود آهنگ:

http://search.4shared.com/network/search.jsp?searchmode=2&searchName=hush+hush

تماشای ویدئو:

http://www.youtube.com/watch?v=3BBsF7VIQyo&feature=fvst

صفحه این گروه در ویکی پدیا:

http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Pussycat_Dolls&oldid=258067492

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

قرارهایی دربازخوانی تاریخ عشق:

۲

((-تف تو روت تو توی حجله من چیکارداری؟))

تف که می کنی ازمتن می پرد بیرون

و من که عاشقتم، ـ قربونتم یه تف دیگه... ـ

وهرچه که ازدوست می رسد،نیکوست،سفت می چسبد به صورتم

ومن به قصدتبرک به چهره می کشمش

ـ بنا به حق شب اول، قرارمان فردا توی همین شعر/کنارصلیب

ـ فعلا تا فردا برو گم شو که اگه بابا بیاد می دونی که چی کارت می کنه...

ـ من که گناهی نکرده ام.فقط به یمن بخت بدم عاشق دخترپادشاه شده ام و قرار است که فردا داماد پادشاه شوم.اما به حق جاودانه شب اول قرار است که امشب دخت پادشاه نصیب خود پادشاه شود.

۳

قرارنیست کسی ازدقیقه های اختصاصی امشب عبورکند

این حق اختصاصی هرشاهزاده خوشبخت است

که هیچ کس از ک... دادنش خبرنداشته باشد

حالا ببخش اگرقرن ها بعد خری مثل من فضول شما باشد

ـ نخند مگرخرآدم نیست ـ

۱

بنا به منطق خود این شعر ـ داستان،

ازشاهزاده پرتاب می شوم طرف شهرزاد

قراراست او

مراسم اعدام یک فرشته ـ نه خود را ـ به فردای دیگری برساند.

۱/۵

نگاه کن کلمات ازتو شعله ور شده اند

این چاک سینه واین نیم تاج یاس

بدجورکاردست من و شاه داده است

امشب هزار و یک فرشته خوشبخت

- منهای یک نفر ـ

ادامه لباس سپید تواند

ـ تو درخوابگاه شاه به کدامین نیت ناپاک پاگذاشته ای ؟ ـ

- من هیچ کاره ام تنها به یمن بخت بدم قراراست که تاریخ را همیشه زیرتخت شاهان بنویسم.

۱/۷۵

به امر شاه ـ داماد

این قصه گو

مفتخر به اندازه درازی خود پهن می شود.

ادامه ۵/۱

چرا هزار ویک فرشته خوشبخت؟

چرا که هزارویک فقط به خاطر یک این قدر...

این بحث انحرافی نیست

تنها عدالت است که ایجاب می کند

که سیزده دوازده + یک باشد ـ به نحسی من -

وهفت هم به تقدس تو

ـ پس برای همین خاطر تف من ازمنابع فیض است؟

ـ حتا اگر که حاصل جمع من وتو بیست شود بازهم تو ازشب اول نصیب من نشدی ـ

۴

ـــ آن فرشته منهای یک منم

باسینه چاک و تاجی ازخار ـــ

۵

من برای نجات آن فرشته منهای یک نیامده ام

تنها قرار بود جای گل وخار راعوض بکنم

تا آن فرشته فردا بخرد آبروی خدا را و

ننالد که چرا مرا وا نهاده ای

هی نگهبانان!!!

این زندانی که قرار است فردا اعدام شود ،درخوابگاه من چه می کند؟

۶

این هزارو یکمین شب است وفردا روز آزادی ست و

قراراست که فردا شاه ازروی خون من درگذرد

۷

بی اجازه از محضر مبارک شاه،

درساعت هزار عقربه می ایستد

شما فریب مرا خوردید

این کیست بر صلیب

منم

ابلیس

(کات)

۸

مرداد هشتاد

۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

First we take manhattan, then we take berlin اولش منهتن رو می گیریم بعدشم میریم سراغ برلین

They sentenced me to twenty years of boredom
For trying to change the system from within
Im coming now, Im coming to reward them
First we take manhattan, then we take berlin
اونا محکومم کردند به بیست سال بیهوده موندن
واسه این که می خواستم سیستم شونو از داخل تغییر بدم
اما حالا دارم میام؛ دارم میام که مزدشونو بدم
اول منهتن رو می گیریم، بعدش می ریم سراغ برلین

Im guided by a signal in the heavens
Im guided by this birthmark on my skin
Im guided by the beauty of our weapons
First we take manhattan, then we take berlin
یه علامت از داخل بهشت داره راهو نشونم میده
این لکه ی مادرزادی رو پوستمه که هدایتم می کنه
زیبایی اسلحه هامونه که داره بهم راه میده
اولش منهتنومی گیریم،بعدش می ریم سراغ برلین

Id really like to live beside you, baby
I love your body and your spirit and your clothes
But you see that line there moving through the station?
I told you, I told you, told you, I was one of those
دلبرکم! خیلی دوست داشتم که پیشت زندگی کنم
من عاشق جسمت ،روحت با لباساتم
اما تو اون خط که وسط پایگاه کشیدن رو می بینی؟
من بهت گفتم، خیلی هم گفتم ،بارها گفتم که منم یکی از اونام

Ah you loved me as a loser, but now youre worried that I just might win
You know the way to stop me, but you dont have the discipline
How many nights I prayed for this, to let my work begin
First we take manhattan, then we take berlin
آخ که تو عاشق من بازنده بودی،اما حالا دلهره داری که من ممکنه برنده بشم
تو بلدی که چطوری نیگرم داری ، اما نمی دونی که انضباط یعنی چی
چقدر شبا دعا کردم واسه این که بتونم کارمو شروع کنم
حالا نوبت منهتنه بعدشم میریم سروقت برلین

I dont like your fashion business mister
And I dont like these drugs that keep you thin
I dont like what happened to my sister
First we take manhattan, then we take berlin
هی آقا من این بازار مد شما رو دوس ندارم
و ازاین داروهایی که لاغر نیگرت میداره متنفرم
من اون چی که سر خواهرم اومد رو اصلا دوس ندارم
حالا که این طوره اول منهتنو فتح می کنیم بعدشم برلینو


Id really like to live beside you, baby
I love your body and your spirit and your clothes
But you see that line there moving through the station?
I told you, I told you, told you, I was one of those
دلبرکم! خیلی دوست داشتم که پیشت زندگی کنم
من عاشق جسمت ،روحت با لباساتم
اما تو اون خط که وسط پایگاه کشیدن رو می بینی؟
من بهت گفتم، خیلی هم گفتم ،بارها گفتم که منم یکی از اونام

And I thank you for those items that you sent me
The monkey and the plywood violin
I practiced every night, now Im ready
First we take manhattan, then we take berlin
و من به خاطر اون چیزایی که واسم فرستادی ازت تشکر می کنم
اون میمون و اون ویلون تخته سه لایی
من هرشب تمرین می کردم،حالاهم آماده ی آماده ام
میریم سراغ منهتن بعدشم برلین

I am guided
من دارم راهنمایی می شم

Ah remember me, I used to live for music
Remember me, I brought your groceries in
Well its fathers day and everybodys wounded
First we take manhattan, then we take berlin
آخ به یادم بیار، من فقط به خاطر موسیقی زنده بودم
به یادم بیارکه خواروبار فروشی ات رو من واسه ات دست وپا کردم
خب حالا روز پدره وهمه زخم خورده ان
وقتشه بریم سراغ منهتن بعدشم برلین


http://www.lyricsfreak.com/l/leonard+cohen/first+we+take+manhattan_20082810.html

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

The letters from an adult who became child to a child who became an adult

نامه های بزرگی که کودک شد به کودکی که بزرگ شد
The letters from an adult who became child to a child who became an adult

خروس از آسمان فرود می آید
دیوانه ای آواز می خواند
در نگاه ات پرنده ای را سر می برند
The rooster falling down from the sky
A mad singing
A bird is beheaded in your eyes

داد می زنی که تشنه ای
من محو تشنه گفتن تو
تو بی تفاوت به من هنوز تشنه ای
You are shouting im thirsty
I’m fade with your saying thirsty
You still with no attention to me: thirsty

خار فرو رفته در دستانت می بوسم
دست ات را بر گونه هایم می کشی
خاری در قلب ام می نشیند
I’m kissing the thorn in your hands
You’re rubbing your hand on my face
A thorn scratching my hearth

دروغ های شیرین ات هراسان ام می کند
با این حال در را باز می کنم
و غول را بیرون می کنم
Your sweet lies scares me
Meanwhile Im opening the door
To kick the monster out

زن بودن تجربه ای تماشایی ست
دختربودن چیزی رویایی و
کودک بودن تمام چیزی که از تو می خواهم
Being a woman is an interesting experience
Being a girl is a dreamlike thing
But being a child is a whole thing that I expect you

زیر چتر کوچک ات جا نمی شوم
چترت را به من نمی دهی
ولی در عوض گریه می کنی
I have no right place under your umbrella
Since you don’t give it to me
But in return you cry

با دامن کوتاه می رقصی
چرخ می زنی و زیبایی ات را به رخ ام می کشی
شکوه زن شدن در چشم هایت
داماد سال های بعد را نفرین می کنم
You’re dancing with your short skirt,
Turning around, and showing off your beauty
The glory of being a woman shining in your eyes
I curse the future groom

بادی که در میان چمن های خیس می رقصد،
مارا به یاد چیزی می اندازد
چیزی که اما به یاد نمی آید
اما کمی شکل روزگار از دست رفته ی ماست.
The wind dancing within wet grass,
Reminding us something
Something which cant be remembered
But it’s looking a little like our lost life

پروانه ای سبک بال،
بر شانه هایم می نشیند
احساس می کنم که سنگین تر شده ام.
A light-winged butterfly
sitting on my shoulder
Making me feel more heavy

صدها سال هم که بگذرد
کوه از جایش تکان نمی خورد که نمی خورد
اما گاهی میزبان ابرها که هست!
By passing one hundred years
The mountain never ever changes in its place
But sometimes it’s the host of the clouds

هی باران می بارد
پیرهنت خیس وخیس تر
آن قدر می بارد
که خودت باران می شوی
It’s raining dogs and cat
Your shirt becomes wet more and more
It rains so that
You yourself become the rain

سفر که می رویم
جاسیگاری مان را جا نمی گذاریم
تامبادا یادمان بیاید که سیگار را ترک کرده ایم
Going on a trip
We don’t forget our ashtray
May be we remember have left smoking

خواب است یا خیال است ؟
این که دور از چشم ها
روسری ات را در باد تکان می دهی
و ردپاهای کوچک ات را به جا می گذاری
در کوچه باغ برفی رویاهایم.
Is This dream or imagination
When you far away the eyes
Shake your scarf in the winds
And put your traces
On snowy garden-street of my dreams

وقتی که بی اجازه قدم می زنی
در خواب هر کسی که دلت بخواهد،
این جاست که بی خیال خدا می شوی و
همه چیز به پایان خودش نزدیک می شود.
When you walk in dreams of your favorite person
without receiving his permission
Here you neglect the god
And everything goes to end

گاهی کمی کودک شدن
لطمه ی چندانی به شخصیت تو وارد نخواهد کرد
و خنده خنده خنده
چیزی که گاه سخت فراموش می شود
در گریه های صادقانه ی تو
Sometimes behaving childish
Won’t damage your gentle personality
And laugh, laugh, laugh
Something, which is forgotten quietly
In your honest crying

دیوارهاچه قدر بلند بودند
وقتی که کودک بودیم
حالا بلندتر شده اند
The walls were too high
When we were child
Now they are higher

پشت پرچین گیسوان تو پنهان می شوند
آدم بدها
دل های شاعران قدیمی می لرزد
ابروآفتاب وباد می آیند
آدم بدها شاعر می شوند
Badmen are hidden Behind the hedge of your tresses,
The hearts of the old poets are beating bitterly
By appearing the cloud, sun and wind,
Badmen become poet

قاصدکی دیشب بر خواب هایم فرود آمد و
نامه هایی از رویاهایت را به من سپرد
کودک آن چنان شدم که قاصدک تا صبح پیشم ماند
A dandelion came into my dreams last night
And gave me the letters from your dreams
I became such a baby that she stayed with me until morning

رویا زیباست اما
باران عصر هیچ گاه
در رویاهای ما زیبا تر نیست
The dream is beautiful but
the afternoon Raining
Is not more beautiful in our dreams

عاشق شدن خوابی ست
خوابی که گاه تنها با خوابی آغاز می شود
Falling in love is a dream
A dream that sometimes is started with another dream

یخ های قطبی را در چشم هایت ذخیره کن
شب های استوایی صبح نخواهند شد
اما سردتر چرا
keep the coldness of icebergs in your eyes
The equatorial nights will not have morning
But may be colder

جمعه قلقلکم می دهد
نگاه خندان عروسک هایت
مثل روزهای دیگرهفته !
The laughable eyes of your dolls
Tickles me on Sunday
Like another days of the week

وقتی که درنگاه من تعریف می شوی
قرارنیست که محدود در تعریف من باشی
کودک شدن وسیع تر است
When you are meaningful in my opinion
It doesn’t mean you are to follow just my view
Being a baby is more extended

بوسه ی کودکانه ات
شاید آدم برفی را از خجالت آب کند
بوسیدن یا نبوسیدن: مسئله این است.
Your childlike kiss
Maybe shrink the snowman with his shame
Kissing or not kissing this is a question

کلمات از درخت نارنج
فرو می رقصند و
شکوفه ها تنها می مانند
The words are falling dance
From the orange tree
The blossoms become alone

باران شاعرترم می کند
شاعر تر می شود در باران
گیسوانت را خیس می بوسد
Im in the rain more poet
The poet is wet in the raining
And kisses your wet tresses

هیچ حرف بزرگی میان این کلمات نیست
تفنگ فیل سیاه کش من
تنها خنده شلیک می کند
There is no deep thing among this words
My black elephant killer gun
Just shoots laugh

باران که می بارد،
دنیا تنها از دور زیبا نیست
در دست های کوچک ات حلزون را پناه ده
In the raining
The world is not beautiful just from the far
Make a shelter for snail with your little hands

میمون از درخت نارگیل آویزان می شود
وتو ساده می خندی
من میمون می شوم و سادگی ات پایانی ندارد
The monkey is pended on the coconut
And your laughing simply
I become monkey and your simplicity does have no end

رعد وبرق ،غولی ست آدم خوار
در آغوش من می پری و
جهان خلاصه می شود در گیسوان طلایی ات
The thunder is a monster
Your jumping in my bosom
And the world is abstracted in your golden tresses

اصلا قرار نیست که چهره ی سوسک ها
حق زیستن را ازآن ها بگیرد
Never ever the faces of the cockroaches
Cant take the right of living from them

عاشق شدن و روی ریل های موازی قدم زدن
قطار سوت می زند
و بازی آغاز می شود
Being in love and walking on the parallel rails
The train hisses
And the game is started

پشت درخت قایم می شوم و چشمانم را می بندم
بر می گردم تو نیستی
دل تنگ می شوم باز هم تو نیستی
Im hidden behind the tree with closing ayes
Im turning you are not there
Im getting sad again you are not there