مسئله بسیارروشن است: زن ها مرا یک موجودمتنفراززن می پندارند و نخستین دلیل روشن آن ها هم مجرد ماندن من تاهنوزاست(33سالگی).این قضیه اما دراصل دومنشاء دارد:یکی روان شناسی پیچیده ی شخصیت زن است؛ ساده ودرعین حال پیچیده. درست در همان لحظه که فکرمی کنی طرف مقابل ات را شناخته ای،باانجام حرکتی غیرمنتظره ترمی زند به هرچه می اندیشیده ای.تصورکنید یک بازی شطرنج را همراه با اصول وقواعدی که دارد.طرف مقابل ات هم کلی ادعا وافاده که درچندحرکت تو را مات خواهدکرد مهره ها را می چینی وسربازت را حرکت می دهی او نیزدر حرکت نخست، وزیرش را حرکت می دهد!!!
منشاء دیگراین قضیه به شخصیت بخت برگشته ی من بر می گردد می توان بدون هیچ اغراقی گفت که من از آن دسته آدم هایی هستم که به طرزجنون آمیز وحماقت باری،خوبم.این که می گویم خوب، اصلا وابدا غلو نمی کنم نتیجه ی این امر هم همیشه کلاه های گشادی بوده که سرم رفته به خاطر همین قضیه است که حدود دوسالی دراین دیارغربت ،درانزوای مطلق زندگی می کنم.می خواهم این را بگویم که تواگردرهمان مرحله ی اول حسن نیت خودرا نسبت به زن نشان دهی وخود را آماده ی کمک به او نشان دهی این مسئله بیشترسوءظن اورا بر می انگیزد.خوب بودن یا حماقت تورا نشان می دهد یا این که نشان می دهد که تو حتما ریگی به کفش داری وگرنه هیچ مردی بدون داشتن چشم داشتی از یک زن به کمک او نمی رود.
بدون هیچ گونه آماروارقامی می توانم بگویم که 99/99 مردها زنی را که می نگرنداول اورادرتصورخود برهنه می کنندبعدسراغ دیگرقضایا می روند.ازبخت بد، من بیشتروقت ها جزو آن یک دهم درصدی قرارمی گیرم که کمی قرار است برای زنان احترام قائل شودوهنگام صحبت با یک زن،زیرچشمی سینه های برآمده اش را موردبررسی قرارندهد. این مسئله ی تقلیل زن به آلات تناسلی اش مسئله ای کاملا روشن است که نمونه ی آن را درکوچه وخیابان بسیاردیده ایم:نیگا کن چه ک...یه !!!
تعریف زن در چهارچوب سکس مسئله ای تاریخی است که از ناحیه ی مردها بر زن تحمیل شده وحتا خودزن ها نیز در بیشتر مواقع با عمل کرد ناآگاهانه ی خود برآن صحه می گذارند: شب جمعه س بریم خرید ؟؟
عدم وجودتعاریف مشخص از روابط اجتماعی زن ومرد،مشکلات و دشواری هایی را برای هر دو جنس فراهم آورده ونخستین قربانی این قضیه هم منم که بارفتارها ومعیارهای روشن فکری خودم قراراست به ملاقات زنی بروم که در سال هزارمیلادی زندگی می کند و قراراست به من درس زندگی بدهدچرا که مرا همیشه متهم به زن نشناسی و عدم مردانگی وغیرت می کند و هم چنین مرا دچار بیمار روشن فکری!!! می داند.
با این تفاصیل،حالا حالاها باید مجرد بمانم . خب شاید بدی من اینه که خیلی خوب ام!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر